بازم دندون






پروسه ی دندان درآوردن مارا راهی درمانگاه کرد... اما شکر خدا چیزی نبود جز همان دندان
باید میساختیم
دارو نوشت و آمدیم
یک ماه است عذاب آن ها را داریم اما سه روز است که واقعا برای نیلای سخت میگذرد و بالطبع ماهم زندگیمان بسته به حالت روحی و جسمی بچه هاست...
فدایت بشم که چشمانت را نیمه باز میکنی و شیطنت هایت را هم فراموش کرده ای
دردت به جونم نیلای قشنگم
خدایا آخه این کوچولو درد و تب و اسهال رو چطوری یه جا تحمل کنه... مرسی که هوای این طفلک های معصوم رو داری
دیگه دست دست کردنهاشم یادش رفته
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بازم دندون
