این روزها

دختر خوبی شدم... مهد کودکم رو عوض کردیم... اینم کادوی منه

اینم ازصحنه هایی که مامان زیاد باهاش مواجه میشه... ۲۲_۱۰_۴۰۰










اولین روزم در مهد...
من و دوستام کنار هم تو مهد...
با ارغوان که تقریبا یه سال از من بزرگتره دوست شدیم

زغوغای جهان فارغ

فرشته ی من

کنار بابا حمید

من و آبجی نهال


و خونه خاله زهرا... تنهایی.... چهلم بابا جون بود🥺

من و توپ هندونه ای



الهیییی

و تولدی که خیلی خوش گذشت...





و آخرین عکسام از مهد قبلیم




خواب راحت




اولین برف.... عالی




از اون وقتایی که قورباغه ای میخوابم....
مامانی عکسای گالریشو یه کمیشو برا یادگاری گذاشت اینجا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



این روزها
